سخن سردبیر ماهنامه دی 1404
تخریب زیرساخت به چه قیمتی؟
سازمان نظاممهندسی ساختمان استان تهران برای کاستن از هزینهها، گروه حل اختلاف سازمان را به کارمندان خود سپرد و از پیشکسوتانی که در این کارگروه فعال بودند خداحافظی کرد. ازسویی دیگر با همکاران برونسپار کنترل نقشه نیز قراردادی به نرخ پارسال و برای هفت ماه منعقد کرد و بیمه آن را به خودشان واگذار کرد تا با سازمان بیمه تأمین اجتماعی تصفیه حساب کنند. این یعنی کل گروههای کنترل نقشه برونسپار نیز تعطیل شد و این سازوکار درخشان سازمان که در سالهای اخیر باعث بهبود قابلتوجه نقشهها شده بود و حتی برخی از شرکتهای حقوقی را مجبور به استفاده از مهندسان طراح کرده بود از بین رفت. نکته جالب اینجاست که عمده همکاران کنترلر برونسپار تنها به دلیل علاقه به بهبود طراحیها با سازمان همکاری میکردند و این کنترل آورده چندان جذاب مالیای برای آنها نداشت.
کاستن از هزینهها در شرایط سخت مالی سازمان عملی پسندیده و حرفهای است و بسیاری از مدیران بزرگ در دنیا با چنین روشی سعی در عبور از بحران میکنند. می توان به کارلوس گوس مدیرعامل نیسان در ژاپن اشاره کرد که او را قاتل هزینهها مینامند. این سکه ولی روی دیگری هم دارد.
بارها پیش از این گفتهایم و در چندین سرمقاله مختلف در همین ماهنامه و هفتهنامه تاسیسات نیوز نوشتهایم که سازمان نظاممهندسی هرگز نتوانسته است جایگاه حرفهای خود را در میان اقشار مردم بیابد. به دلیل عدم کارکرد مستقیم سازمان با تکتک افراد جامعه و سروکار داشتن صرف با سازندگان ساختمانها، اهمیت و نقش سازمان برای مردم روشن نیست. برخلاف سازمان نظام پزشکی، که سازمان نظاممهندسی تقریباً از روی آن مدلسازی شده است، و مردم بههرحال هرچند ماه یکبار بار یک پزشک را ملاقات میکنند و سلامت خود را باز مییابند، مردم مجبور نیستند حتی در تمام عمر با مهندسان ارتباط مستقیم داشته باشند. پس نمیدانند که این آسایش امروز آنها در خانههایشان را مدیون چه کسانی هستند. در این مردم برنامه سازان صداوسیما، فیلمسازان، نمایندگان مجلس و حتی وزرا نیز حضور دارند و طبیعی است که وقتی سازمانی مهم انگاشته نشود از ارجوقرب آن کاسته میشود و در هزینهها سعی میشود نادیده گرفته شود. پس بخشی از مشکلات مالی سازمان به عدم ساخت برند خودش باز میگردد.
از سوی دیگر کاستن از هزینهها با تخریب زیرساختهای حیثیتی سازمان فرق میکند. در عصری که به سمت دولت الکترونیک میرویم و دنیا سعی در کاهش کارمندان و جایگزینی آنها با رباتهای هوشمند دارد هیچکس شکم مرغ تخم طلای خود را نمیدرد. آیا به وجود تکتک کارمندان فعلی سازمان نیاز است؟ اگر بله پس افزودن وظیفه کنترل نقشه و حل اختلافات به آنها آیا باعث افزایش ناخواسته تعداد آنها نخواهد شد؟ بههرحال باید پذیرفت که یک خودرو سواری ظرفیتی برای 5 تا 10 نفر دارد و نه چهل نفر! و فساد از همینجا با وجود کارمندانی ثابت در سازمان میتواند آغاز شود.
آیا حقوق رییس سازمان و سایرین در همین تلاش برای کاستن از هزینه هاست؟ آیا ساختمان ارغوان همچنان باید منتظر قدوم پرافتخار کارمندان عالیرتبه سازمان بماند و سازمان اجاره سنگین ساختمان فعلی را بپردازد؟ یادمان باشد تخریب زیرساختها دکمه برگشت ندارد.
تا بعد!
