سخن سردبیر ماهنامه اسفند 1404
فردای جنگ!
جنـگ سـرانجام آغـاز شـد. بـا تلختریـن حوادثـی کـه میشـد انتظـار داشـت. شـهادت عالیرتبهتریـن مقامـات سیاسـی و نظامـی ایـران و دههـا کودکـی کـه سهمشـان از زندگـی، تصویـر گورهایشـان شـد بـر روی جلـد مجلههـا. ایـن تصویـر تلـخ جنـگ اسـت و مگـر جنـگ میتوانـد تصویـری شـیرین هـم داشـته باشـد؟
ایــن جنــگ امــا پایــان خواهــد یافــت. تاریــخ نشــان داده اســت ایرانیــان ســر بــه دار میدهنــد و تــن بــه ذلــت نمیدهنــد. هرچنـد کـه تیمـور لنـگ از سـرهای آنـان منـاره بسـازد یـا صـدام بـا تانـک از روی یـک لشـگر رد شـود. شـبی کـه سـربازان و مـردم سـرود فتـح بخواننـد؛ صبـح فردایـی دارد کـه آفتـاب بـر ویرانههـای جنـگ میتابـد و حـالا ماییـم و خانهای سـوخته.
سـؤال اساسـی از مهندسـان، اندیشـمندان، اقتصاددانـان و سیاسـتمداران ایـن اسـت چگونـه و از کجـا شـروع کنیـم؟
در تاریـخ، کشـورهایی نابـود شـده از جنـگ و بازسـازی شـده پـس از جنـگ کـم نبودهانـد. آلمـان، ژاپـن و ایتالیـای پـس از جنـگ جهانـی، ایـران پـس از حملـه متفقیـن یـا پـس از جنـگ هشـت سـاله یـا پـس از حملـه مغـولان، ویتنـام پـس از جنـگ بـا آمریـکا و دههـا مثـال دیگـر. در تمـام ایـن کشـورها دیپلماتهـا یـا نظامیـان نبودهانـد کـه خرابـی هـا را محـو کردهانـد
هرچنــد کــه وجودشــان لازم بــوده ولــی کافــی نبــوده اســت. بلکــه اقتصاددانــان و فــن ســالارانی بودهانــد کــه هنرنمایــی کردهانـد و سـاختهاند. بـه یـاد بیاوریـم سـخنان مرحـوم رفسـنجانی در نخسـتین جلسـه هیـأت دولـت را کـه گفتـه بـود مـن از شـما کار سیاسـی نمیخواهـم و بـه انـدازه همـه شـما سیاسـی هسـتم؛ مـن از شـما فقـط کار میخواهـم. مطالعـه معجـزات لودویـگ ارهـارد در آلمـان غربـی یـا علینقـی عالیخانـی در دهـه چهـل و دههـا نـام دیگـر میتوانـد مسـیری را نشـان دهـد کـه در زمانـی کوتـاه از ایـن ویرانـی نجاتمـان دهـد و راهـی کـه بـه سـراب میبردمـان، شـعارزدگی و ادامـه وضـع نابسـامان اقتصـاد پیـش از جنـگ بـه امیـد معجـزهای اسـت کـه هیـچگاه رخ نـداده اسـت و بدیهـی اسـت کـه رخ نخواهـد داد.
در کنـار چنیـن سـاخت و سـازی در عرصـه و اقتصـاد، دیپلماسـی بایـد بـه زخمهایـی بپـردازد کـه سالهاسـت بـر پیکـر خـود زدهایــم. تفکــر بیاهمیــت بــودن تحریمهــا و کاغــذ پــاره بــودن آنهــا، دشــمن انگاشــتن همــه کشــورها، ســاخت هرچیــز توسـط خودمـان و بینیـازی مطلـق از جهـان و دههـا ایـده مسـموم دیگـر از ایـن دسـت هریـک غـدهای سـرطانی اسـت کـه در تـن ایـران عزیـز رشـد کـرده و البتـه بایـد بـه آرامـی برداشـته شـود.
از تمـام ایـن فعالیتهـا حیاتیتـر، کاری اسـت کـه وزارتخانههـای عریـض و طویـل آموزشـی مـا بایـد انجـام دهنـد؛ یعنـی پـرورش نیروهایـی فهیـم، بـا دانـش و توانمنـد کـه جـای خالـی هموطنـان رفتـه از پیـش مـا را پـر کننـد. ایرانیانـی کـه از ایـران بـه جایـی دیگـر از ایـن کـره خاکـی و یـا بـه جهـان دیگـر هجـرت کردهانـد. بایـد جـای خالـی آنهـارا بـه درسـتی و شایسـتگی
پـر کنیـم.
