پیامدهای زیانبار مصرف بالای گاز در ساختمانها

متهم اصلی علت مصرف بالای گاز در ساختمانها را در درجه اول باید در کیفیت ساخت ساختمان و عدم اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان جستجو کرد که اساس آن عایق بندی پوسته خارجی ساختمان است و در نتیجه متولیان صنعت ساختمان کشور باید مسئولیت پذیر و پاسخگو باشند، اما مردم باید جور کوتاهی متولیان بخش ساختمان را بکشند.
تاسیسات نیوز/ محمد جواد نوفرستی: در روزهای سرد زمستان اخیر، مصرف گاز کشور با رکورد زنی مکرر مصرف در بخش خانگی، تجاری و صنایع غیرعمده که حتی از مرز ۶۰۰ میلیون متر مکعب در روز هم گذشت، به مرز هشدار و بحران رسیده است. در ماههای سرد سال، در رسانه های مختلف،‌ پیام ها، درخواستها و هشدارهای صرفه جویی گاز در بخش خانگی و همچنین الزام سازمانها و دستگاههای دولتی بر صرفه جویی جدی و تهدید قطع گاز آنها و … را شاهد هستیم. مشابه همین وضعیت و هشدارها را در تابستان برای برق شاهد هستیم و از زمستان سال گذشته، بحران همزمان مصرف برق و گاز را در زمستان داریم.
مصرف گاز بخشهای خانگی، تجاری و صنایع غیرعمده، بعضا و به اشتباه، در رسانه ها و توسط مسئولین، به نام مصرف بخش خانگی در رسانه ها اعلام می شود که صحیح نیست.
مردم مقصر نیستند اما در کوتاه مدت، فقط می توان به همراهی و کمک مردم امید داشت:
متهم اصلی علت مصرف بالای گاز در ساختمانها را در درجه اول باید در کیفیت ساخت ساختمان و عدم اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان جستجو کرد که اساس آن عایق بندی پوسته خارجی ساختمان است و در نتیجه متولیان صنعت ساختمان کشور باید مسئولیت پذیر و پاسخگو باشند، اما مردم باید جور کوتاهی متولیان بخش ساختمان را بکشند.
متهم دوم مصرف بالای گاز در بخش خانگی، راندمان پایین و مصرف بالای تجهیزات و لوازم گازسوز و عدم اجرای طرح های بهینه سازی مصرف گاز در ساختمان ها و تجهیزات گازسوز در سالهای گذشته (از جمله عدم اجرای طرح ارتقای راندمان ۶۰۰ هزار موتورخانه) است و متولیان امر در بخشهای تولید، نظارت و استاندارد باید پاسخگو باشند اما هیچ یک از دو گروه مسئول و متهم اصلی، پاسخگو نیستند و ظاهرا مردم باید جور کم کاری و کوتاهی مسئولین این بخش را هم بکشند.
تشدید بحران:
ادامه وضعیت فعلی، پیامدهای سخت و تلخی را در پی خواهد داشت. افزایش مصرف در کنار کمبود عرضه گاز، احتمال افت فشار گاز در برخی استانها و شهرها و حتی احتمال قطع گاز در برخی از مناطق کشور (مانند زمستان چند سال متعدد) و تهدید سلامتی بخشی از هموطنان مان را در پی دارد. این موارد، با وجود اهمیت بسیار بالای آن، تنها یک روی سکه هستند.
کمبود شدید تامین و عرضه گاز نسبت به تقاضای کل بخشهای مصرفی در کنار اولویت اول بخش خانگی در تامین گاز طبیعی، مضرات و زیانهای فاجعه بار انسانی، اجتماعی و اقتصادی زیادی در پی دارد که روی دیگر سکه است اما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
• شدت انرژی در کشور ما ۵ برابر متوسط دنیا و ۱۸ برابر ژاپن است. چرا؟ آیا این زیبنده کشور ماست و آیا این اسراف و اتلاف منابع و سرمایه و بیت المال نیست؟ آیا چون دارنده یکی از بالاترین ذخایر گاز در جهان هستیم، باید بخش عمده آن را در بخش های غیرمولد بسوزانیم و اولویت را به بخش خانگی بدهیم یا مانند بسیاری از کشورهای واردکننده گاز، آن را در صنایع و بخش های مولد بکار گیریم؟ چه سهمی در بازار جهانی گاز داریم؟ تقریبا صفر.
• نتیجه این وضعیت، ضررهای هنگفت اقتصادی، کاهش صادرات گاز، افزایش نیاز به واردات در پیک مصرف، مصرف بالای سوخت های جایگزین در بخش های مولد صنعتی و نیروگاهها، تعطیلی برخی از صنایع و درنتیجه کاهش تولید و بیکاری کارگران، حادتر شدن “شاخص شدت انرژی” و درنهایت کاهش نرخ رشد اقتصادی است که با اهداف تمامی برنامه های توسعه کشور و همچنین اهداف سند چشم اندار در تضاد کامل است.
در ماههای سرد سال، سهم بخش ساختمان از کل گاز تولیدی کشور به ۷۵ تا ۸۰% می رسد، با اولویت دهی تامین گاز بخش غیرمولد خانگی، برای کشور چاره ای جز ایجاد محدودیت های شدید در عرضه گاز به نیروگاهها، صنایع، کارخانجات و … بواسطه کمبود حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب عرضه روزانه نسبت به نیاز کل بخش ها باقی نمی ماند.
بخشی از پیامدهای زیانبار اجتماعی و اقتصادی مصرف بالای گاز در بخش خانگی:
در کنار سهم هریک از ما در بخش خانگی و تجاری در آلودگی هوا بعلت حجم بالای مصرف گاز در وسایل گازسوز مورد استفاده که ریشه در کیفیت پایین ساختمان ها، تجهیزات گازسوز پرمصرف و در نهایت رفتار مصرف ما دارد، به پیامدهای زیانبار زیر و سهم خود در ایجاد این نتایج تلخ و دهشتناک -که دامنگیر خود ما هم می شود- توجه کنیم و حساس باشیم:
۱٫ قطع گاز نیروگاهها، پالایشگاهها، صنایع و کارخانجات بزرگ و مهم‌ و در نتیجه استفاده آنها از سوخت جایگزین یعنی سوخت مایع اعم از “مازوت و گازوئیل”
• اهمیت موضوع در این است که آلودگی سوختهای جایگزین، چند برابر گاز طبیعی است، درنتیجه آلودگی هوا بشدت افزایش می یابد و سلامت و جان همه ما تهدید می شود.
• بعنوان مثال در یکی از خبرها، آلودگی هوای دو نیروگاه اصفهان با سوخت مازوت بیشتر از آلودگی کل خودروها در شبکه حمل و نقل این شهر اعلام شده بود.
• آمار متعدد و متفاوتی از مرگ ناشی از آلودگی هوا یا تشدید بیماری و مرگ زودرس (تا ۲۷ هزار نفر در سال)، بدلیل آلودگی هوا منتشر شده است. این یک حقیقت و واقعیت است چه باور کنیم یا نکنیم.
۲٫ در سالهای گذشته، حتی شاهد محدودیت در عرضه سوخت پاک (گاز طبیعی) در جایگاههای عرضه CNG و درنتیجه افزایش مصرف بنزین بوده ایم که پیامد آن مجددا” تشدید آلودگی هوا و تهدید سلامت و افزایش مرگ ناشی از آن است.
۳٫ تعطیلی صدها شرکت تولیدی، کارخانجات و صنایع مولد اشتغال زا بدلیل قطع گاز و هزینه بالا و عدم سهولت دسترسی به سوخت جایگزین، باعث بیکاری هزاران کارگر عزیز می شود.
۴٫ پیامد اقتصادی محدودسازی یا قطع گاز صنایع و کاهش تولید یا تعطیلی آنها و اثر آن بر اقتصاد خانوار را، حتی اخیرا در گزارشات “افشای الف” شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار و درنتیجه افت قیمت سهام آنها شاهد هستیم. این یعنی زیان حدود ۵۰ میلیون نفر سهامداران بورس (یعنی ضرر غیر مستقیم بیش از ۶۰% خانواده ها).
اگر به واقعیات فوق دقت کنیم، همه ما (همه خانواده ها، همه ادارات، واحدهای تجاری کوچک و بزرگ، سازمانها، مدارس و …) که از گاز طبیعی استفاده می کنیم، در ایجاد این وضعیت سهیم هستیم.

درست است که متهم اول آلودگی هوا، منابع متحرک (اگزوز وسایل نقلیه) و سپس نیروگاهها و صنایع بزرگ است اما با پذیرش واقعیت های تلخ فوق، باور کنیم که بخش ساختمان بعلت عایق نبودن و راندمان پایین وسایل و سیستم های گازسوز و درنتیجه مصرف بالای گاز، از طریق دودکش های آنها، در آلودگی هوا سهم مستقیم دارند. اما با توضیحات فوق، علاوه بر آلودگی هوا از طریق دودکش ها، بواسطه کمبود گاز و درنتیجه قطع گاز صنایع، نیروگاهها و پالایشگاهها و استفاده آنها از سوخت مازوت و گازوئـیل، و همچنین خطر افزایش مصرف بنزین بجای CNG در خودروها، بصورت غیر مستقیم هم در آلودگی هوا موثرند.
در نهایت،
صرفه جویی در مصرف گاز و برق، برای حفظ، تداوم و توسعه تولید، اشتغال و اقتصاد کشور و سلامت یکایک ما ضروی و حیاتی است. صرفه جویی در مصرف انرژی، یک وظیفه ملی است و همه مردم بعنوان شهروند مسئول و همه سازمانها، باید به مسئـولیت خطیر اجتماعی شان توجه کنند و دنگ ملی شان را با عمل به راهکارهای صرفه جویی گاز و حتی برق بپردازند. این اقدام، به نفع اقتصاد خانواده خود ما هم هست چون هزینه گاز کمتری خواهیم پرداخت. اما مهمتر از اهمیت هزینه قبض گاز، توجه به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی مرگبار حاصل از مصرف بی رویه گاز در خانه های ما، بسیار ضروری و انسانی است.

نکند ما در خانه یا محل کار، در گرمای زیاد باشیم و بتوانیم صرفه جویی کنیم اما توجه و صرفه جویی نکنیم درحالیکه، خطر کمبود گاز،‌ سلامت و امنیت و آرامش میلیون ها نفر از هموطنان مان را تهدید کند.
دست به دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

;