واقعه پلاسکو تا چند روز دیگر به سومین سالگرد خود میرسد. اتفاقی مهیب که ابعاد کشوری یافت و ما را سوگوار آتشنشانانی کرد که فدای حس وظیفه شناسی خود و البته قربانی اهمال کاری افرادی شدند که باید علاج واقعه را قبل از وقوع میکردند و نکردند و شد آنچه نباید میشد.
از آن زمان، چند سالی میگذرد. هنوز بسیاری از برجها و مراکز تجاری قدیمی بدون تمهیدات ایمنی رها شدهاند. آموزش عمومی جدی و با برنامهای در مورد حریق انجام نشده است. مدارس ناایمن و خطرناک هستند و حتی سوخت گاز و بخاری در برخی از سالنهای عروسی و اجتماعات وجود دارد. ساختمانهای مسکونی پنج طبقه در پارکینگها به اسپرینکلر مجهز میشوند، اما هیچ کس نظارت و بازرسی آنها را به عهده نمیگیرد. نظام مهندسی که چنین مسئولیتی ندارد و آتشنشانی نیز اهمیتی نمیدهد. بسیاری از ساختمانهای دارای سیستم اطفاء حریق اتوماتیک به سیستم برق اضطراری مجهز نیستند و در هنگام حریق با نخستین جرقهها و شعلهها فیوزها به وظیفه خود عمل میکنند و این پمپهای خاموش هستند که نظارهگر شعلههای وحشی خواهند بود.
تمام این صحنهها نشان میدهد که خود را برای یک بحران جدید آماده میکنیم و به طور مشخص نه برای مقابله با آن که برای بیانیههای پس از آن که تقصیر من نبود و سازمان دیگری باید و ضعف قانون و ناگهان پروندهای که نشان میدهد صد بار تذکر دادهایم و دیگر به ما مربوط نیست.
سلام بر پلاسکو و رحمت بر ارواح پاکی که خون دادند تا ما بیدار شویم و دعا برای آنکه ما بیدار شویم.
دریغ ازیک گام کوچک