دکتر مهدی بستانچی: چرا صنعت تهویه مطبوع حلقه گمشده مدیریت مصرف برق است؟

دکتر مهدی بستانچی رییس هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان سیستم‌های تهویه مطبوع ایران از نقش کلیدی صنعت تهویه مطبوع در مدیریت مصرف انرژی پرده برداشت. به گزارش تاسیسات نیوز او گفت: این روزها در فصل تابستان شاهد قطع مکرر برق هستیم و دولت مدام از واژه «ناترازی انرژی» استفاده می‌کند؛ در حالی که معتقدم این تعبیر به‌شدت غلط و گمراه‌کننده است. ما چیزی به نام ناترازی انرژی نداریم، بلکه با “سوءمدیریت” مواجهیم. دولت برای سرپوش گذاشتن بر ترک‌فعل‌های خود، از واژه‌های زیبا استفاده می‌کند تا بگوید وظایفش را به‌درستی انجام داده است. واقعیت این است که میزان تولید و مصرف مشخص است؛ اگر دولت نتوانسته است کمبود تولید را نسبت به مصرف جبران کند، یعنی در تولید عقب مانده و مرتکب ترک‌فعل شده است.
بخشی از این مشکل که مستقیماً به حوزه تخصصی ما مربوط می‌شود، بحث “تجهیزات تهویه مطبوع” است. طبق آمارهای وزارت نیرو، حدود ۴۰ درصد مصرف برق در ساعات پیک، توسط سیستم‌های تهویه مطبوع مصرف می‌شود. به عبارت دیگر، ما حدود ۴۰ هزار مگاوات برق در زمان پی

مهدی بستانچی
مهدی بستانچی

ک مصرف را صرف خنک‌سازی فضاهای صنعتی، خانگی و تجاری می‌کنیم. برای درک بهتر، بد نیست بدانید کل مصرف برق شهرک‌های صنعتی دولتی در کشور حدود ۴۴۰۰ مگاوات است. یعنی اگر بتوانیم تنها ۱۰ درصد از مصرف تجهیزات تهویه مطبوع در زمان پیک را کاهش دهیم، معادل کل برق مصرفی شهرک‌های صنعتی کشور، صرفه‌جویی کرده‌ایم.
در حال حاضر، ساخت نیروگاه به یک بحث داغ و ترند تبدیل شده است. واقعیت این است که پیش از ساخت نیروگاه، باید به فکر اصلاح الگوی مصرف باشیم. ساخت نیروگاه هنر نیست، بلکه «مصرف درست» هنر است. در بسیاری از موارد نیازی به ساخت نیروگاه جدید نیست؛ چرا که هر یک مگاواتی که از مصرف برق بکاهیم، عملاً معادل افزودن یک نیروگاه به شبکه است و ارزان‌ترین راه برای توسعه ظرفیت، کاهش مصرف انرژی است.
با توجه به اینکه صنعت تهویه مطبوع بزرگترین مصرف‌کننده برق است، دولت باید به عنوان رگولاتور (تنظیم‌گر) وارد عمل شود. دو راهکار اصلی وجود دارد: یا افزایش قیمت برق که با توجه به شرایط اقتصادی کشور، مقدور نیست و فشار مضاعفی به مردم وارد می‌کند؛ یا اعمال قدرت حاکمیتی دولت در جهت ممنوعیت تولید و عرضه کالاهای پرمصرف. برای مثال، در کشورهای اروپایی یا آلمان، پیدا کردن کولر گازی به این شکلی که در ایران رایج است، دشوار است؛ چرا که استانداردهای مصرف انرژی مانع از استفاده از چنین تجهیزاتی می‌شود.
او که در جمع برخی از اعضای هیات مدیره انجمن سخن می گفت پرسید چرا دولت نهادهای اجرایی و ساختمان‌های دولتی را ملزم به خرید تجهیزات کم‌مصرف و پربازده نمی‌کند؟ حلقه گمشده این صنعت در ایران، نظارت است. از یک سو تجهیزات تقلبی در بازار جولان می‌دهد؛ به‌طوری‌که در مناطقی مانند قلعه‌حسن‌خان و شورآباد، تجهیزات بی‌کیفیت تولید می‌شود و با برندهای معتبری مثل میتسوبیشی یا بوش به فروش می‌رسد. وقتی نظارتی بر بازار و واردات وجود ندارد، مصرف‌کننده نهایی که ناآگاهانه این دستگاه‌ها را خریداری می‌کند، دچار زیان می‌شود. بارها شنیده‌ایم که قبض برق یک مشترک از یک میلیون تومان به ۴۰ میلیون تومان رسیده است؛ دلیل آن چیزی جز استفاده از همین تجهیزات غیراستاندارد و پرمصرف نیست.
دولت وظیفه دارد به عنوان رگولاتور، بازار را تنظیم کند. دولت باید آزمایشگاه‌های مستقل تأسیس کند، استانداردهای حداقلی مصرف انرژی را برای تولیدکنندگان اجباری کند، خرید کالاهای کم‌بازده در بخش دولتی را ممنوع سازد و برای جایگزینی تجهیزات فرسوده ملی برنامه داشته باشد. هفته گذشته در بازدید از یکی از ساختمان‌های دولتی، تجهیزات تهویه مطبوعی را دیدم که مربوط به ۵۰ سال پیش بود؛ نکته جالب توجه این بود که همان دستگاه ۵۰ سال پیش هم هنوز کار می‌کرد!

او که خود از مدیران بخش خصوصی در تولید تجهیزات تهویه مطبوع است ادامه داد: دولت باید از عرضه و خرید تجهیزات پرمصرف جلوگیری کند تا نه انرژی کشور هدر برود و نه فشار مالی مضاعفی بر دوش مردم تحمیل شود. در ادامه مباحث پیشین، باید به این نکته تأکید کنم که در کنار اصلاح تجهیزات، استفاده از «سیستم‌های کنترل هوشمند» در ساختمان‌های بزرگ باید به یک الزام قانونی تبدیل شود.
اما بحث مهم‌تر، اقتصادی‌سازی صرفه‌جویی است. در حال حاضر، این‌گونه است که تنها نهادها و شرکت‌های بزرگ می‌توانند با اجرای پروژه‌های صرفه‌جویی، از دولت مبالغی را دریافت کنند. این رویکرد باید تغییر کند؛ صرفه‌جویی در مصرف انرژی باید برای همه مردم، از جمله خانوارها، ملموس و قابل بهره‌برداری اقتصادی باشد.
تصور کنید یک شهروند برای خرید یک یخچال یا کولر گازی کم‌مصرف، ۲۰ میلیون تومان بیشتر از یک مدل معمولی هزینه می‌کند. چرا باید تمام بار این سرمایه‌گذاری بر دوش مصرف‌کننده باشد و دولت هیچ مکانیزمی برای بازگشت این سرمایه پیش‌بینی نکند؟ این فرد با این خرید، به کاهش بار شبکه برق کمک کرده است. باید این امکان فراهم شود که فرد بتواند گواهی صرفه‌جویی دریافت کند یا به طریقی، هزینه‌ای را که بابت کاهش مصرف در قبض برقش ایجاد شده است، بازپس بگیرد.
وقتی یک شهروند خودش هزینه می‌کند تا کالای کم‌مصرف بخرد، در واقع اوست که به ناترازی انرژی کمک کرده است؛ بنابراین حق دارد که از منافع آن بهره‌مند شود. در کنار این موضوع، تعرفه‌های برق باید اصلاح و هدفمند شود و راندمان مصرف انرژی تمام محصولات موجود در بازار نیز با شفافیت کامل منتشر شود تا خریدار دقیقاً بداند چه کالایی با چه میزان بازدهی خریداری می‌کند.
واقعیت این است که این یک بحث جدی و فوری است که امیدوارم مورد توجه متولیان امر قرار گیرد. ما نیاز داریم که صرفه‌جویی را از یک شعار، به یک تجارت برد-برد برای دولت و مردم تبدیل کنیم.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

;