مدافع حرمی که جایی در «حرم» ندارد!

تاسیسات نیوز/ مهری بهزادپور: کم کم به سالروز تولد نامبارک ویروس منحوس کرونا نزدیک می شویم. «فرصتی» که برای گروهی تبدیل به «تهدید» شد و برای گروهی دیگر، «تهدیدی» که تبدیل به «فرصت» می شود!
شیوع کرونا در ایران، فرصتی بود که ظرفیتهای بسیار کادر درمان را برای عموم آشکار ساخت. از خودگذشتگی و ایثار کادر درمان، با درجه های مختلف در این حوزه، به راستی عنوان «مدافعان سلامت» را برازنده این فرشتگان سپیدپوش ساخت.
کسانی که دفاع از حریم امن سلامت همنوعان و هموطنان خود را، با عشق و فدا کردن جان خویش تقریر کردند و سهم زیادی در میدان مبارزه با ویروس کرونا، بدون کوچکترین چشمداشتی به منافع دنیوی به خود اختصاص دادند.
 کسانی که گاهی در پرداخت حقوق عادی ماهانه خود، فراموش می شدند و حتی در هنگام ابتلاء به کرونا و عدم توانایی  از حضور در محل کار خویش، از پرداخت حقوق عادی نیز محروم بودند.
جبران زحمات و تقدیر از گروهی که از «نَفَس» خود برای نجات جان دیگران مایه گذاشتند و «ایثار» در عرصه دفاع و سلامت را به درستی صرف کردند،  با هیچ وسیله و قلم و کلامی قابل بیان و تحریر نیست.
شیوع روزافزون «کووید ۱۹» هر روز  آمار مبتلایان را بیشتر از پیش بالا می برد، این در حالی است که با ابتلای بیشتر کادر درمان، از جمعیت درمانگر در بیمارستان ها نیز کاسته می شود.
قسم نامه پزشکی همزمان با شروع ورود به کار مقدس پرستاری و درمان از همنوعان، تعهدی در جسم و جان این گروه پروراند که حتی با وجود انواع بیماری های زمینه ای و سخت باز هم عرصه مبارزه و پرستاری و درمان از بیماران مبتلا به کرونا را رها نکردند و شجاعانه جان هموطنان خود در حرم وسیع ایران اسلامی نجات دادند.
مدافعان حرمی که  عدم پرداخت حقوق ماهانه، نبود تجهیزات حفاظت فردی استاندارد، کمبود مواد ضدعفونی کننده و… نتوانست آنها را از میدان به در کند. اما دلشان به سختی به درد آمد و قلبشان شکست، زمانی که دیدند، همکارشان که به راستی به عنوان «فرشته آسمانی» و مدافع «حرم مقدس سلامت همنوع» مزین بود، به هنگام ابتلا به این بیماری، جایی در «حرم سلامت» نداشت و بی رحمانه از کوچکترین خدمات درمانی، هنگامی که نفسش به شماره افتاده بود، محروم ماند.
سپیده سپیدنامه، از جمله  فرشتگان در کادر درمان بود که به دلیل ابتلاء به بیماری سخت، نباید در بخش درمانی با ریسک بالا  به کار گرفته می شد، اما با توجه به کمبود نیروی درمانی، عاشقانه و خاضعانه قبول مسئولیت کرد و دلسوزانه مرهم دل دردناک مبتلایان به کرونا، در بیمارستان شد.
اما خیلی زود «کرونای منحوس» نفسهای او را هم به شماره انداخت و ناچار به بستری در بیمارستان محل کار خود شد. اما گویا، او محکوم به «مرگ» بود… چرا که در نهایت تعجب و شگفتی، به همسر و فرزند او گفته شد که جسم و روح این پرسنل دردکشیده در آستانه بازنشستگی، دیگر جایی در این بیمارستان ندارد!
مظلومیت این فرشته بی بالِ بازمانده از میدان مبارزه با «کرونا» وقتی بیشتر نمود پیدا کرد، که حتی از تحویل کپسول اکسیژن به وی به دلیل اینکه  ابتلاء به کرونا وی هنوز برایشان قطعیت نیافته، ممانعت کردند!
و اینگونه بود که سیمان و آه و آهک جسم بی جان «سپیده سپیدنامه» را در آغوش گرفت . مرگی که عرق سردی بر پیشانی همکاران بازمانده نشاند و این سئوال که؛ “به راستی جای مدافعان حرم در (حریم «حرم»)کجاست؟!
آنها هنوز هم وقتی  در قنداقه لباس مبارزه با کرونا پای بر عرصه دفاع از جان هموطنان می گذارند، مظلومانه فریاد خفه شده را از اعماق جانشان سر می دهند که ؛” «سنگر» مدافعان سلامت بی سنگر، کجاست که به هنگام نیاز در آنجا پناه گیرند تا در موقع مناسب باز هم سپر خطرات وادی سلامت و امینت  جان و روان هموطنان خود باشند» …
این فرشتگان هنوز هم منتظر پاسخی برای فریاد خاموش خود هستند …
منبع تاسیسات نیوز
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

;