سایه جنگ و پناهگاههای گمشده
تاسیسات نیوز – صدیقه بهزادپور: در حالی که در روزهای آتش بس جنگ ایران و اسرائیل به سر می بریم، فرصتی هرچند کوتاه ایجاد شده تا بتوانیم نگاهی به آنچه که باعث آسیبهای بیشتر مالی و جانی در این جنگ ۱۲ روزه شد بیاندازیم. مسئله فقدان پناهگاههای شهری بهویژه در پایتخت به یکی از دغدغههای جدی امنیتی و تحقیقاتی تبدیل میشود. آیا تهران برای مقابله با حمله هوایی احتمالی آماده است؟ پاسخ، نگرانکنندهتر از آن است که میشود
حمله ناگهانی و رژیم ددمنش غاصب، در یکی از روزهای اخیر به پایتخت، در حالی که به گمان همگان در روزهای پایانی مذاکرات بودیم، شوک بزرگی به همگان وارد کرد.
هرچند در حال حاضر در شرایط آتش بس به سر می بریم، اما سئوال که در این فاصله زمانی ایجاد شده است اینکه؛ با توجه به خوی ددمنشی اسرائیل غاصب، در صورتی که جنگ گسترده تر در مناطق مسکونی ادامه یافت، باید به کجا پناه برد؟ فقدان آموزش، نداشتن مسیر، نبود زیرساخت مردمی که در خیابانها، ادارات یا حتی خانههای خود بودند، نمیدانستند در صورت حمله هوایی چه کنند. نه راهنمایی وجود دارد، نه نقشهای برای پناهگاهها، و نه حتی مکانی خاص. در کشوری که سابقه جنگی طولانی در دهه ۶۰ دارد، نبود پناهگاههای شهری در دهه ۱۴۰۰ یک تناقض تلخ و خطرناک است. چه میگویند؟
محمود رضایی، کارشناس مدیریت بحران، در این باره میگوید: «پایتخت کشور با جمعیتی بیش از ۸ میلیون نفر عملاً هیچ پناهگاه امنی برای مواقع بحران ندارد. حتی ایستگاههای مترو که در برخی افراد بهعنوان پناهگاه دوم استفاده میشود، از نظر ساختاری و تهویهای برای استفاده بهعنوان پناهگاه طراحینشده میشوند. در برخی از محلات، پناهگاههای نیمهزیرزمینی در دهه ۶۰ ساخته شدهاند که بسیاری از آنها متروکه یا تخریب شدهاند.»
در دنیا چه میکنند؟
بر اساس این گزارش؛ در بسیاری از دنیا، بهویژه آنهایی که در معرض خطرهای مستمر هستند، پناهگاههای شهری یکی از ارکان زیرساخت دفاع غیرنظامی است. در کره جنوبی، شهر سَل بیش از ۲۰۰۰ پناهگاه و آموزشهای منظم برای رسمی کشور دارد. در اسرائیل، هر ساختمان جدید ملزم به داشتن «اتاق ایمن» است. در آغاز نیز با آغاز جنگ، بسیاری از ایستگاههای مترو و زیرزمینهای عمومی بازسازی و تجهیز شدند. تهران؛ شهری که غافل مانده است این کشور، تهران ــ بهرغم قرار گرفتن در سطح بالای تهدید راهبردی هیچ طرح عمومی و فراگیری برای پناهگاهسازی یا آموزش همگانی در این خصوص ندارد. از مدارس گرفته تا ادارات، هیچ دستوری برای مقابله با حمله هوایی وجود ندارد. آیا می توانم از مترو استفاده کنم؟ متروی تهران با نسبتاً زیاد در برخی ایستگاهها، در نگاه نخست بهعنوان گزینههایی برای پناهگاه مطرح میشود. اما هشدار میدهند که سیستم تهویه، ظرفیت محدود، عدم دسترسی ایمن از مکانهای مختلف، و همچنین ضدضربه در برابر حمله مستقیم، آن را انتخابهای ناقص میسازد.
چه باید کرد؟
کارشناسان راهکارهایی برای مقابله با بحران ارائه کرده اند .از جمله اینکه؛ شناسایی و احیای پناهگاههای قدیمی در برخی از محلات تهران پناهگاههایی در دهه ۶۰ ساخته شدهاند که میتوانم با مرمت و تجهیز دوباره آنها را آماده کنیم. این پناهگاهها در مدارس، پارکها یا مراکز عمومی سابق وجود داشتهاند. همچنین؛ تبدیل فضاهای زیرزمینی عمومی به پناهگاههای پارکینگهای بزرگ زیرزمینی، ایستگاههای مترو با شرایط خاص، سالنهای ورزشی در زیرزمینها، انبارهای شهرداری و برخی از تونلهای شهری میتوانند با تغییرات مهندسی و ایجاد ضدانفجار به پناهگاههای موقت تبدیل شوند. راهکار بعدی این است که؛ طراحی ساختمانهای جدید با فضای ایمن در قانون ساختوساز باید ساخت «اتاق ایمان» مانند آنچه در اسرائیل اجرا میشود، اجباری شود.
قطعاً این فضاها دارای سقف و دیوارهای مقاوم، سیستم تهویه مستقل و امکان اقامت موقت هستند. . آموزش همگانی یکی از بزرگترین نقاط ضعف، آموزش در مدارس، رسانهها و خانوادهها برای مقابله با هواپیماهای هوایی است. مانند زلزله، تمرینهای سالانه دورههای برگزار میشود و رسانهها نقش فعالی در اطلاعرسانی داشتهاند. ۵٫ ایجاد سیستم هشدار هشدار و شفاف در روزهای آخر یکی از گلههای اصلی مردم، نبود سامانه اطلاعرسانی بهموقع و دقیق بود. یک سامانه ملی هشدار سریع (مانند آنچه در ژاپن یا آمریکا برای حمله و حمله موشکی وجود دارد) باید با پیامک، آژیر، اپلیکیشن و رسانه ها هماهنگ باشد.
تجربه جنگ ۱۲ روزه تلنگری برای تصمیم گیری؟
جنگ آخر میان ایران و اسرائیل، دامنهاش بهصورت مستقیم بسیار محدود بود، اما ذهن بسیاری را درگیر کرد. فرض حمله هوایی به تهران یا شهرهای دیگر مهم، دیگر فقط یک سناریوی فرضی نیست. همین محدودیت نشان داد زیرساخت پدافند غیرعامل کشور چقدر نیازمند و نوسازی است. سعیدی، پژوهشگر حوزه امنیت شهری، در همین زمینه میگوید: «حتی اگر هیچگاه حملهای رخ ندهد، وجود پناهگاه و آمادگی، بخشی از شأن و کرامت ملی است. کشوری که در سطح منطقهای نقش ایفا میکند، باید از مردم خود به شکلهای محافظت کند. مردم نباید فقط در زمان بحران به فکر چاره بیفتند.» در نهایت اینکه؛ در روزهایی که سایهها روی آسمان ایران سنگینی میکردند، غیبت پناهگاههای ایمان در تهران و سایر شهرها به یکی از بحرانهای پنهان بدل میشوند. فرصتی که شاید کشور با پایان این تنش فروکش کند، اما تجربهای تلخ از ناکافی در برابر تهدیدهای جدی به جا گذاشت. تهران نه فقط نیازمند پل، برج و تونل است، بلکه امنیت پنهان در زیرزمین هایش است. پناهگاه، حق در زمان صلح و نجات آنها در زمان جنگ است. امروز زمان اندیشیدن به آن است، نه فردا که شاید دیگر فرصتی نباشد.